تبليغاتX
قرابه

قرابه

صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز ای کوته آستینان تا کی دراز دستی

روزي مردي داخل چاهي افتاد و بسيار دردش آمد. يك روحانی او را ديد و گفت: حتما گناهي انجام داده اي. يك دانشمند عمق چاه و رطوبت خاك آن را اندازه گرفت. يك مرد روزنامه نگار در مورد دردهايش با او مصاحبه كرد. يك يوگيست به او گفت: اين چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند. يك پزشك براي او دو قرص آسپرین پايين انداخت. يك پرستار كنار چاه ايستاد و با او گريه كرد. يك روانشناس او را تحريك كرد تا دلايلي را كه پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه كرده بودند پيدا كند. يك تقویت كننده فكر، او را نصيحت كرد كه: خواستن توانستن است. يك فرد خوشبين به او گفت: ممكن بود يكي از پاهات رو بشكني. سپس فرد بي سوادي گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بيرون آورد!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 15:54  توسط شوکا  | 

ذهنت را مشغول خرگوش بعدی که سر راهت قرار می گیرد نکن،چون این

دقیقا همان کاری است که ذهن انسان دوست دارد انجام دهد.دقت کن و

ببین چه چیزی واقعا موردد نیاز است.و تا وقتی که به آن برسی نیاز

واقعی ات را تعقیب کن




+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 16:30  توسط شوکا  | 

یک آدم بی نظم در فرانسه مشغول رانندگی در اتوبان بوده و ناگهان متوجه میشه که خروجی مورد نظرش رو رد کرده... لذا به عادت دیرینه اش، میزنه رو ترمز و با دنده عقب،شروع میکنه به برگشتن به عقب! اما در همین حال با یه ماشین دیگه تصادف میکنه... سرت رو درد نيارم، پليس میاد و اول با راننده ی دومی صحبت میکنه و بعد میاد سراغ اون و بهش میگه: ما باید این آقا رو بازداشت کنیم،ایشون اونقدر مسته که فکر میکنه شما داشتی دنده عقب میرفتی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 0:6  توسط شوکا  | 

 
اگر تو خود را دوست داری،دیگران را نیز مانند خودت دوست داری.تا وقتی که دیگری را کمتر از خودت دوست داری در دوست داشتن خودت هم موفقیت واقعی کسب نکرده ای
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 16:38  توسط شوکا  | 

چه فکر کنی که میتوانی, چه نمیتوانی, در هر صورت حق با شماست. "هنری فورد"

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 7:55  توسط شوکا  | 

افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:

• به مسائل چالش‌برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد، می‌نگرند.

• علاقه عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.

• تعهد بیشتری نسبت به علایق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.

• و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.

 

کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:

• از کارهای چالش‌برانگیز اجتناب می‌کنند.

• عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حد توانایی و قابلیت آن‌هاست.

• بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.

• و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانایی‌های

شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا ۱۹۹۴)

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 7:54  توسط شوکا  | 

در سال 1960 روانشناس آمریکایی دکتر والتر میشل آزمایشی را بر

 روی کودکان چهارساله انجام داد.او به کودکان پیشنهاد کرد اگر بتوانند

 تا زمانی که او به دنبال کاری می رود و بر می گردد آنان بتوانند صبر کنند دو عدد شیرینی جایزه می گیرند،اما اگر نتوانند تا آن موقع صبر

کنند، فقط یک شیرینی همین الان به آن ها می دهد.یقینا این آزمایش

 ذهن هر کودک چهار ساله ای رادرگیر می سازد.

 

ذهنی که نمونه ای کوچک از نبرد همیشگی تکانه و مهار نفس، میل و

 خویشتن داری، کامرواسازی و صبر است.این که کودک کدام گزینه را

 انتخاب می کند می توان به سرعت به شخصیت او پی برد و می توان

پیش بینی کرد کودک احتمالا در مسیر زندگی خود چه خط سیری را

انتخاب می کند.نتیجه آزمون این بود:بعضی از کودکان چهارساله می

توانستند برای مدتی حدود 15 تا 20 دقیقه دست به شیرینی ها نزنند تا

 آزمون گر بازگردد.آنها برای آنکه در این مبارزه مقاومت کنند چشمان

خود را بستند تا مجبور نباشند شیرینی های وسوسه گر را نگاه کنند،

 سر خود را میان دستانشان می گرفتند، با خود حرف می زدند،آواز می

 خواندند، با دست و پایشان بازی می کردند یا حتی سعی می کردند

 بخوابند.

این گروه کودکان به عنوان پاداش دو شیرینی می گرفتند تا دیگران که

تکانشی تر بودند وتحمل کمتری داشتند آنان همان یک شیرینی را

درست پس از آنکه آزمونگر اتاق را برای انجام کارش ترک کرد

قاپیدند. این آزمایش در کودکستانی در محوطه دانشگاه استانفورت

صورت گرفت و از آنجایی که این تحقیق اساسا شامل فرزندان کارکنان

 دانشگاه استانفورت می باشد، دکتر والتر میشل ردپای همان کودکان

چهارساله را تا زمان فارغ التحصیلی از دبیرستان دنبال کرد.

تمایز این کودکان در نحوه کنار آمدن خود با این لحظات سرشار از

 خواسته ها وتمایلات به خوبی آشکار ساخت.دوازده تا چهارده سال بعد

 زمانی که همین کودکان در نوجوانی و در سن 18 سالگی مورد

 ارزیابی قرار گرفتند تفاوت عاطفی ،هیجانی و اجتماعی موجود میان

 گروه کودکانی که شیرینی را قاپیدند و هم سالان آنها که کامروا سازی

 خود را در خوردن شیرینی به تاخیر انداختند چشمگیر بود.

کسانی که در سن چهار سالگی در مقابل وسوسه نفس مقاومت کرده

 بودند در نوجوانی از نظر اجتماعی صالح تر ،کار آمدتر ودارای قدرت

 ابراز وجود بودند و بهتر می توانستند با ناکامی های زندگی دست و

 پنجه نرم کنند وبر اثر فشار روانی ابتکار عمل کمتر از دستشان خارج

 می شد.در رویارویی با مشکلات به جای کنار کشیدن ، به استقبال

 چالش ها می رفتند، آنان متکی به نفس بودند و در کارها از خود

خلاقیت نشان می دادند.اما حدود یک سوم کودکانی که شیرینی را قاپیدند

 تعداد کمی از این خصوصیات را داشتند و از نظر روانشناختی نسبتا

 مساله دار مساله دار بودند.آنان در نوجوانی خود را از تماس های

اجتماعی کنار می کشیدند. لجوج و فاقد قدرت تصمیم گیری

بودند.ناملایمات به آسانی موجب دلسردی آنها می شد.خودشان را

 موجودی بی ارزش می پنداشتند، در مقابل فشار روحی نظم کار از

 دستشان خارج می شدبه همه چیز بی اعتماد و آزرده خاطر

 بودند.احتمال بروز رشک و حسد در آنان زیاد بوده و در مقابل بد

رفتاری دیگران به صورت افراطی پاسخ می دادند که این کار موجب

درگیری می شد.

پس از گذشت چهارده سال هنوز نمی توانستند کامرواسازی خود را به

 تاخیر بیاندازند.برگرفته از کتاب"هوش هیجانی "

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 22:14  توسط شوکا  | 

ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه

پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم .

شوپنهاور

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 3:31  توسط شوکا  | 

اگر از امروز غافل شوید، روزی که می خواستید از آن اجتناب کنید فرا می رسد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:6  توسط شوکا  | 

ابوالفتح یحیی ابن حبش بن امیر ک سهروردی "معروف به شیخ اشراق" در سال ۵۴۹ قمری در سهرورد در حوالی زنجان بدنیا آمد. او از نو جوانی شروع به آموختن علوم مختلف کرد و وقتی ۳۰ ساله شده بود، همه او را به عنوان حکیم ، متکلم، ادیب و فیلسوف می شناختند.

او در فلسفه اشراقش  از اصطلاحات حکمت ایرانی بهره برده بود و معتقد بود اصل منشا انسان از نور است؛ چون وجود باری تعالی نور است و از خود در وجود انسان دمیده.سهروردی می گفت سیر و سلوک تنها زاده فکر نیست بلکه بر اثر ریاضت و راهنمایی عقل حاصل می شود.او سفری به حلب داشت و چون علمای حلب نظرات فلسفی اش را شنیدند و دیدند که او از اصطلاحات حکمت ایرانی استفاده می کند، به خطا سهروردی را ملحد نامیدند و برای همین، مخالفان او را در ۳۸ سالگی به شهادت رساندند.

بعد ها ملاصدرا و حاج ملا هادی سبزواری از عقاید سهروردی بسیار بهره بردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 20:4  توسط شوکا  |